متن مصاحبه با خانم مهناز تمیزی ، کارگردان و نویسنده فیلم "سنگ" توسط خانم عرفانی، رادیو پارس در سوئیس در دوشنبه 4 آوریل
عرفانی : اکنون مصاحبه ای داریم با خانم مهناز تمیزی که ایشان فیلم "سنگ" رو تهیه کردند، و اگربرای دوستان سئوالی مطرح شد بیائید روی خط و از ایشون سئوال بکنید.
عرفانی : درود بر شما خانم تمیزی،
تمیزی :با سلام به شما خانم عرفانی و شنونده های محترمتون، خسته نباشید.
عرفانی :شما هم خسته نباشید ، با شادباش نوروزی و سال نو برای شما.
خانم تمیزی! یک صخنه ای از فیلم سنگ هستش که سنگسارشدن یک زن رو نشون میده که دارن یک زن رو در چاله ای که کندند قرار میدند و این صحنه بر روی سایت زنان مترقی هم قرار دارد و خیلی جاها احتمالا دوستان دیدند. توجه ما را جلب کرد به این فیلم و متوجه شدیم که شما این فیلم رو ساختین ، اگر ممکنه، در مورد این فیلم توضیح بدین که کی ساخته شده و چه اهدافی رو دنبال میکنه ، مارو بیشتر در مورد این مسئله روشنگری کنین.بفرمایید.
تمیزی : بله، خیلی متشکر. اول یک توضیح کوچیکی بدم.و اون اینکه متاسفانه این عکس رو که ما فقط به تهیه کنندگان میدادیم و فستیوالها، در حدود چند ماهی بود که از طرف جریانات مختلف اون استفاده شد و متاسفانه بعنوان سند اصلی سنگسار ارائه میشد. حتا در کمپین سنگسار بسیاری از تشکیلاتها هم قرار گرفت و من مجبور شدم که بیانیه ای بدم که جمهوری اسلامی نیاز نداره که ما بیایم سند جعلی رو بهش نشون بدیم ، جعلی از این نظر که این تخیل بنده هست و بهر ترتیب این اتفاق یعنی سنگسار،سالهاست که می افته و ما بهر ترتیب می بایست اعتراض خود رو به هر شکلی که می تونیم گسترده تر بکنیم. در رابطه با فیلم ، فیلم "سنگ" در واقع داستان عاشقانه یک زن و مرد هست که زن در فیلم سنگسار میشه و مرد موفق به فرار. در واقع قبل از اینکه فرار کنه این یک سنگی رو در دست داشته و می بایستی در مراسم سنگسار شرکت می کرده، ولی خوشبختانه موفق میشه ، وارد هلند میشه و این سنگ رو با خودش میاره. از اینجا قصه ی این مرد که ذهنا سنگسار شده و مجبوره که خودش رو منطبق بکنه در یک کشور بیگانه شروع میشه. سنگ در واقع سمبل کوچیکی از دردهای ناگفته همه ماست که جامعه غرب برای درکش مجبوره که توجه و البته علاقه فراوانی نشون بده. اگر جنگ ما در ایران برای کسب هویت و بقای هستی مان بود ،در اینجا جنگ برای ابقا هویتمون هست ، هویتی که تازه در بهترین شکل خودش بازهم دوگانه و غیررسمی خواهد بود. این فیلم رو به هر ترتیب من می تونم بگم پایان نامه تحصیلی من در فیلم آکادمی بود. سال 1994 اون رو ساختم در کشور هلند، در شهر آمستردام ، در شهری که و کشوری که اصلا در اون سنگ وجود نداره. دختری که شما در تصویر می بینید ، خارجی است و ایرانی نیست.متاسفانه در اون سالهایی که دولت جمهوری اسلامی به کشتار وحشیانه نیروهای اپوزیسیون دست می زد در خارج از کشور، این ترس برای همه بود و کمتر کسی، حاضر میشد که در این فیلم همکاری و یا شرکت بکنه. در نیتجه دختری رو که شما در فیلم می بینید اصلا ایرانی نیست در این عکس....
عرفانی : درود بر این دختر که چنین نقشی رو بازی میکنه
تمیزی : .... بله واقعا، در نتیجه هنرپیشه بود و من تونستم با 25 ملیت ، در واقع با کمک اونها. حتا بطور مجانی اومدند وکار کردند بچه ها و چند نفر از بچه ها هم، بچه های ایرانی که بهرترتیب قبلا متعلق به گروههای سیاسی بودند ، حالا معتقد بودند که یا مرگ یا زندگی ، حتا اگر بیان مارو هم بکشن برامون مسئله ای نیست. همون موقع سال 93 موقعی که من سناریو رو می توشتم ، چندین بار شخصیت اصلی مرد رو عوض کردم و چون همش میگفتند ما می ترسیم ، خانواده داریم ، و بهر ترتیب رفتند. در آخر کار، فیلم 32 دقیقه شد که برای پایان نامه تحصیلی بزرگ بود، ولی سناریو به محض نوشته شدن از طرف تلویزیون هلند خریداری شد و بعد از اینکه 94 به نمایش رسید، در تمام فستیوالهای بین المللی که میشد نمایش داده بشه، نشون داده شده. و تا سال 1997 این فیلم تنها سند تصویری بود.یه این هم باید توجه بکنیم که در همون اوایلی که مسئله سنگساررو ما مطرح میکردیم ، بسیاری از نیروهای اپوزیسیون مطرح میکردند که مسئله سنگسار خصوصی است و به شکل سنتی با این مسئله برخورد میکردند. حالا خیلی .....
عرفانی : عجب، عجب
تمیزی : ..حالا خیلی جالبه که ما میبینیم که کم کم به این معتقد شدند که مسئله سنگسار رو هم مطرح کنند. دیر ولی بهر ترتیب من حافظه بسیار قوی دارم و نمی تونم فراموش بکنم که برخوردهایی که با همین فیلم میشد ، یا با خود من میشد و یا با هنرپیشه ها برخوردهای متفاوتی بود تا امروز. این خبر خوشی برای همه ما که بهرترتیب همه انسانها تغییر می کنند اما فکر می کنم که یک مقدار فضا مغشوش شده. شما می بینید که حتا در ایران هم ملی مذهبی ها هم علم در واقع مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی رو برپا کردند، در نتیجه در اون دوران سرکوب هم اینها دست داشته اند. در نتیجه ، چه در خارج از کشور و چه در داخل کشور ما می بینیم با یک گستردگی در توهم روبرو هستیم. ولی خوشبختانه من فکر می کنم که ، کم کم باید این فضای مبارزات رو غنی تر کرد و هر کسی هرجور که هست ، از طریق فیلم، از طریق تظاهرات ، از طریق نوشتار، هرگونه سندی که میتونه می باید ثبت بکنه.
عرفانی : دقیفا همینطوره. بهر حال یک هنرمند باید به نظر من می باید متعهد باشه و هنرش رو در راستای منافع مردمش بکار ببره، که شما این کارو کردید و در کشورهای مختلف مثل اینکه این فیلم به نمایش گذاشته شده، متاسفانه ما در سویس موفق نشده بودیم و تصمیم داریم به کمک شما این کارو انجام بدیم و این فیلم رو به زودی در اینجا به نمایش بگذاریم . نظر شما چطوره؟
تمیزی : والا بسیار عالی است. من همیشه، لذت می برم از برخوردهایی که بیننده ها میکنند با فیلم. اولا که من بسیار یاد میگیرم. دوما این فیلم متعلق به من نیست، و متعلق به همه اون صد و خورده ای انسانی هست که با من همکاری کردند و ساختند و دستشون درد نکنه. نگاهی است که بهتر ترتیب نگاه مشترکیه . من فکر می کنم که خیلی برای من جالبتره این که ، غیر از بیننده های ایرانی ، بومیهایی که در هر کشوری زندگی می کنند بیاند و ببینند.بدلیل اینکه بهر ترتیب بخش اول فیلم در رابطه با سنگسار است ولی بعد از اون این مبارزه من و شما برای بودن ، برای بقامون هست و خیلی من تجربه خوبی داشتم در مورد اینکه با بومیهای کشورهای متفاوت که از این طریق سعی می کردند که بیشتر به ما نزدیک بشن.
عرفانی : خوشحالم که ....
تمیزی : بهرو کلی ملیتهای پناهنده هست در کشورهای مختلف متاسفانه...
عرفانی : خوشحالم که برخورد و استقبال دیگران خیلی خوب بوده با این فیلم. خوب مهناز نازنینم ما متاسفانه همیشه وقت کم داریم و سعی می کنیم از این یک ساعت وقتمون حداکثر استفاده رو بکنیم که نمی رسیم . از اینکه وقتت رو آزاد کردی و در اختیار ما گذاشتی ازت بسیار سپاسگزارم . روز و سال بسیار خوبی برات آرزو می کنم.
تمیزی : یکدنیا ممنون .